مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

246

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

( تخت مملكت ) » ( 12 : 100 ) و بسيارى از اهل تشبيه برآنند كه عرش از براى خداى تعالى همانند سريرى است و اين مذهب اهل كتاب است ، و نيز كسانى از عرب كه بر دين ايشان بوده‌اند و گواه بر آن سخن ، شعر امية بن ابى الصلت : پروردگار ما ، بر مركبها زين و برگ نهاد / و هر يك به نعمتهاى خداوندى وابسته شدند / پس مركبها آواز برآوردند و سريرها گسترده شد / سريرهاى بزرگ كه بر ميانه بسته شده‌اند / با پاره‌هاى ياقوت ، و عرش خويش را استوار داشت / هول است و آتشى كه در كنارش برافروخته مىشود / پس آنگاه قائمه‌هاى بلند بر شد ، و مستوى شد / بر روى جاودانگى و هر كه را خواهد جاودانه شود . / و باز گفته است : تمجيد كنيد خداى را كه او تمجيد را سزاست / پروردگار ما كه در آسمانهاست ، آن بزرگ : / آن به وجود آورندهء سنگ و مردگان / كه زنده‌شان كرد و سزاوار بود و شايسته . / بر آن بنياد بلند كه بر مردمان پيشى گرفت / و بر فراز آسمان ، سرير خويش را استوار كرد / تختى گسترده ، دور از چشم ديدار مردمان / كه فرشتگان را بر گرداگرد آن مىبينى . و لبيد گفته است : خداى راست سپاس و ستايش بزرگتر و برتر / او راست بلندى و جاودانگى / استوار داشت و فرو بست ، در زير عرش خويش / هفت آسمان را فروتر از آن بلندا . [ 1 ] و بسيارى از مسلمانان گفته‌اند كه عرش چيزى است كه خداى تعالى آن را آفريده است از براى منتهاى دانش بندگان خويش و پرستش فرشتگان به تعظيم او و طواف در پيرامون او و خواستارى نيازها نزد وى ، همان گونه كه مردمان به تعظيم كعبه مىپردازند براى روايى حاجات در آن و نماز براى خداوند به سوى آن و اين به معنى آن نيست كه عرش ، مكانى است از براى خداوند يا حامل اوست ، دور باد از خداى تعالى كه محمول و محدود و محاط باشد . گروهى از ايشان گويند كه « منظور از عرش ، پادشاهى است » و سخن خداى را كه مىگويد : « رحمان بر عرش استوى كرد » ( 20 : 5 ) اينان تأويل مىكنند به معنى استيلاى بر ملك و نيز استدلال مىكنند به سخن شاعر كه :

--> [ 1 ] با اختلافاتى مراجعه شود به ديوان لبيد ، دار صادر ، بيروت 1966 / 1386 ، ص 126 .